صبا خانم، یک ملی مذهبی تمام عیار!
دیروز تولد امام رضا بود. ما هم که واقعا دچار کمبود شادی هستیم و دنبال بهانه!
با صبا رفتیم کیک بپزیم و منتش رو هم بر سر امام رضا گذاشتیم و گفتیم کیک تولد امام رضا است!
من برای خنده از صبا پرسیدم: حالا واسه امام رضا کادو چی خریدی؟!
صبا خیلی جدی گفت: هیچ چی! آخه نیستش که!
من گفتم: کجا رفته؟ می دونی؟!
صبا گفت: نه!
من گفتم: مرده شده خب! آخه خیلی وقت قبل از دل مامانش اومده بیرون!
صبا با ناراحتی گفت: آخه من دوستش داشتم!
من هم که دیدم باز ولادت و شهادت داره قاطی پاطی میشه، فوری گفتم: حالا امشب که تولده! بیا کیک بخوریم.
صبا هم ناراحتی رو بیخیال شد و گفت: بله! امام رضا که نیست! ما کیکش رو بخوریم خودمون!

توضیح: صبا یک عمو رضا داره (عموی مامانش هستند البته!) که تصور می شود امام رضا را به خاطر ایشان خیلی دوست داشته باشد! (قبلا اینجوری بود که رضا ها رو به خاطر امام رضا ها دوست داشتند. حالا برعکس شده!!) انشالله که عمورضا همیشه سلامت باشد و به وبلاگ ما هم سر بزند (از آن سوی آبها. از آمریکای لاتین!)
صبا خانم، دختر خانم خوب و باادب که امیدواریم همیشه همینطور با ادب و مهربون و بلکه بهتر از اینهاباشه!