ریشه دواندن!

با صبا خانم مواظب هستیم که ریشه ندوانیم!

هر کاری که  اندکی مصداق دواندن ریشه در خاک باشه، بقیه به اون یکی تذکر میدن!

مامانی داشت اخبار نگاه می کرد (که ببینه فردا بارونی است یا نه؟) و صبا خانم می خواست با تلویزیون زی زی گولو نگاه بکنه در یوتیوب! وقتی اصرار مامانی رو برای تماشای اخبار دید، گفت:

به نظرم شما داری ریشه می دوانی ها! مواظب خودت باش!

وقتی اغلب وسایل زندگی بادی باشه، البته ریشه ای در خاک باقی نمی مونه...... هر چند باید ببینیم آینده چی میشه!! امیدوارم که عاقبت ها به خیر باشه چه با ریشه، چه بی ریشه.... چه اونجا چه اینجا! انقدر همه چیز نایقینی داره که نگو!

 

بازم در مورد حضرت نوح و پیروانش!

دیروز در اتوبوس بودیم و کلی دانشجو با قیافه های آسیای شرقی در اتوبوس بودند.....

صبا: مامان، کانادایی ها دینشون چیه؟

مامان: انقدر کانادا multi cultural است که نگو! همه دینی پیدا میشه در کانادا!

صبا: چینی ها دینشون چیه؟

مامان: نمی دونم.

صبا: شاید اینا دیگه پیامبرشون حضرت نوح باشه. نه؟ یادته قبلا هم در مورد حضرت نوح پرسیده بودم و در وبلاگم هم نوشتی؟ اینم بنویس و بگو جلد2 ی اونه!

مامان: باشه حتما می نویسم. اما فکر نکنم دیگه حضرت نوح پیروانی داشته باشه. ورژن خیلی خیلی کاملتر دینش خب بعداها اومده دیگه!

صبا: یعنی حضرت نوح ورشکست شده؟

مامان: ورشکست؟

صبا: نه نه! یعنی ریشه کن شده؟!

مامان: چرا؟

صبا: شاید چون دستورات دینش خیلی کامل نبوده... آموزش کشتی سازی را البته خوب داده بوده!