با صبا خانم در رستورانی نشسته منتظر غذا بودیم. هر یک از اعضای خانواده با یک وسیله ی الکترونیکی مشغول بود....

مامانی پیشنهاد داد: خاموششون کنیم .... بیایید در مورد آینده صحبت کنیم!

صبا: آینده؟ خب معلومه! من میرم کلاس دوم! شما دو تا درس جدید می دهی! بابام هم هی میره سر کار!