مدتی بود که به نظر می رسید صبا خانم پرتوقع تر از حد انتظار شده است -که با وجود یکه و تنها بودن و توجه بسیار (اگر نگوییم بیش از حد) عجیب هم نبود- و این عرصه را بر اطرافیان تنگ می نمود! در پی یافتن راه حلی منطقی بودیم که خیلی اتفاقی و ناگهانی، کتاب قصه های مجید را که از زمان کودکی مامانی برجای مانده بود یافتیم و مشغول مطالعه شدیم.....

بسیار جای تعجب بود که دیده شد صبا خانم، متاثر و متالم از سختی ها و مصایب مجید داستان، در پایان هر داستان با خوشحالی از داشته های خود یاد می نمود و گاه با چشمانی اشک آلود و گاه هم خنده بر لب داستان ها را یکی پس از دیگری دنبال می کرد....

نتیجه گیری اخلاقی اینکه به جای اینکه صریحا به کودک یادآوری کنیم که باید شاکر نعمتهایی باشی که داری، می توانیم از یک قلم توانمند مثل قلم آقای هوشنگ مرادی کرمانی بهره بگیریم که به طور ضمنی و در پرده ای زیبا و تفکربرانگیر همین مفاهیم را به کودک منتقل کند! قلمشان پرتوان و نفس شان گرم باد انشالله!