صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

تولد 9 سالگی

صبا خانم به لطف خدا امروز رسما 9 ساله شدند! امیدواریم این تولد سرآغازی باشه بر خوبی های بیشتر! آمین!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/10/22ساعت 6:31 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

تا مدرسه... در مدرسه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/10/18ساعت 2:25 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

علل کمتر نویسی در اینجا!

1- خود صبا خانم باید بیاد و بنویسه دیگه!

2- در گروه های خانوادگی روی تلفن های هوشمند، اطلاعات به روز و به لحظه منتقل میشه و لزوم اینجا نویسی کم شده! هرچند اینجا ماندگارتره!

3- اینجا خیلی سرده و قلم هم حتی یخ میزنه چه برسه به مغز!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/10/17ساعت 2:46 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

عکس مدرسه جدید!

اسم مدرسه ام Maple Grove است. در فارسی میشه (درختستان افرا).

یه دوست پیدا کردم اسمش Joseph است به فارسی میشه یوسف.

اینم سایته مدرسه ام است.

اولین چیزی که خودم نوشتم.

                                                                                صبا 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/07/14ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

منجم کوچک و مدرسه ی جدید :)

سلام

به زودی در اینجا از مدرسه جدید و اتفاقات جالبش (امیدواریم جالب باشه!) می نویسیم انشالله....

اینم عکسی از صبای منجم و تلسکوپ (سوغاتی خاله ندا) که داره باهاش لب اقیانوس کشتی ها را رصد می کنه! تصویر کشتی ها برعکس بود فقط :) تازه فهمیدبم که چون ستاره اینطوری *و متقارن است، سالهاست که گالیله و دوستان با این مشکل برخورد نکرده بوده! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/07/02ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

هزاران مایل دورتر از خانه..... اولین شغل!

صبا خانم امروز دومین روز کاری را با خوشحالی بسیار گذراند. حتی حاضر نبود برای ناهار بیاید خانه!

از ثبت قیمت روی کالاها، صدور رسید، حساب کردن باقیمانده ی پول و پس دادنش به طور خیلی محترمانه خیلی لذت برد!

اینم تصویری از یک روز کاری خوشگل و به یادماندنی...

+ نوشته شده در  جمعه 1393/05/31ساعت 5:59 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و تابستان و هنر و طبیعت!

صبا در حال نواختن قطعه ی باخ

صبا در دامنه های دشت لار 

+ نوشته شده در  جمعه 1393/03/30ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

قطب نما!

صبا داشت مشقهایش را می نوشت. تلویزیون روشن بود و در شبکه ی یک، یکی از مسئولین بالای منبر بود! وسط حرفهاش یک چیزی در این مایه ها گفت: ....ملت ایران باید شرق و غرب را خوب بشناسند تا راه دوست و دشمن را از هم جدا کنند....

 

صبا یه دفعه گفت: مامان خواهش می کنم بزنی یک کانال خوب! من خودم قطب نما دارم!

این هم عکس صبا خانم در باغ فردوس تجریش با جوجه های رنگ و وارنگ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/02/16ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

فرهنگ یا اقتصاد؟!

از سالها قبل ما رسم داشتیم که وقتی بچه برای خودش کتاب یا محصولات فرهنگی انتخاب می کند، پول آن را پدر یا مادر می دادند و پول توجیبی های بچه برای کارهای دیگری مثل خرید خوراکی و گل سر و.... خلاصه اقدامات غیرفرهنگی :) خودش حفظ می شد.

اکنون امسال که هم باید فرهنگ را بداریم و هم اقتصاد را کمی کار مشکل شده! برای حفظ فرهنگ باید پول برای کتاب و هنر بدهیم و این ظاهرا با اقتصادی گری حداقل به مفهوم سنتی اش در تضاد است! یعنی اگر ما بخواهیم هزینه ها را کم کنیم خب کمتر مطالعه می کنیم و کمتر به هنر می پردازیم و این یعنی فرهنگمان به مرور پایین می آید...

البته شوخی کردیم... ما پول توجیبی می دهیم که بچه ی بافرهنگ خودش اقتصادش را هم شخصا مدیریت کند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/01/14ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

نوروز 93 در 6000 مایلی از خانه.... ما برمیگردیم! :)

این نوروز را ما در غربتی مینیاتوری گذراندیم. مینیاتوری از بعد مدت زمان! از نظر مسافت بیش از 6000 مایل بود!


دوستان خیلی خوبی داریم که این سرما و غربت را گرم و آشنا کردند ولی وطن خیلی خوبه اگر شرایطت به لطف خدا در آن خوب باشه.

+ نوشته شده در  شنبه 1393/01/09ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

مطالب قدیمی‌تر