صبا کوچولو

در این وبلاگ در مورد صبا و شیرینکاری هایش می نویسیم! مثل یک دفتر خاطرات مصور!

پروژه ی کتابخوانی ما و تحقیق از زوایای محتلف!

معلم مدرسه ی صبا خانم یک پروژه ی کتابخوانی پیشنهاد داده بود: سه کتاب از سه genre مختلف انتخاب شود  و پس از مطالعه در کلاس ارائه شده یک visual هم تهیه شود!

موضوع انتخابی ما: دنیای بدون بمب!

کتاب اول: ساداکو و هزار درنای کاغذی (داستانی)

کتاب دوم: لوکومی یا Leukemia (علمی)

کتاب سوم: هیروشیما (تاریخی)

قراره با خمیر مجسمه ی یک دختر ژاپنی را درست کنیم به همراه تعدادی درنای کاغذی رنگ و وارنگ!

هر وقت کار تکمیل شد نتایج را در اینجا ارائه می دهیم ان شاء الله!

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۱۵ساعت ۰:۸ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

A Poem about Mother by Saba

There are something you should know

About the mother you don’t know

Mother never grows old

Her heart made out of   GOLD

She will never get mad 

Before I  will  get sad

Mother is all we require

Mother is more than a flower

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۲ساعت ۸:۴۷ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

هنرهای جدید

صبا خانم هنرهای خمیری را بسیار با علاقه پیگیری کردند و نتیجه این شد که ساخته های ظریف خوشگلی حاصل شد! اولین نمونه اش را در زیر می بینید و برای دیدن نمونه های بیشتر توصیه میکنیم که این فایل را مشاهده کنید!

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۹ساعت ۲۳:۵۱ بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

تولد 9 سالگی

صبا خانم به لطف خدا امروز رسما 9 ساله شدند! امیدواریم این تولد سرآغازی باشه بر خوبی های بیشتر! آمین!

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ساعت ۱۸:۳۱ بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

تا مدرسه... در مدرسه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۸ساعت ۲:۲۵ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

علل کمتر نویسی در اینجا!

1- خود صبا خانم باید بیاد و بنویسه دیگه!

2- در گروه های خانوادگی روی تلفن های هوشمند، اطلاعات به روز و به لحظه منتقل میشه و لزوم اینجا نویسی کم شده! هرچند اینجا ماندگارتره!

3- اینجا خیلی سرده و قلم هم حتی یخ میزنه چه برسه به مغز!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۷ساعت ۲:۴۶ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

عکس مدرسه جدید!

اسم مدرسه ام Maple Grove است. در فارسی میشه (درختستان افرا).

یه دوست پیدا کردم اسمش Joseph است به فارسی میشه یوسف.

اینم سایته مدرسه ام است.

اولین چیزی که خودم نوشتم.

                                                                                صبا 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۴ساعت ۳:۱۴ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

منجم کوچک و مدرسه ی جدید :)

سلام

به زودی در اینجا از مدرسه جدید و اتفاقات جالبش (امیدواریم جالب باشه!) می نویسیم انشالله....

اینم عکسی از صبای منجم و تلسکوپ (سوغاتی خاله ندا) که داره باهاش لب اقیانوس کشتی ها را رصد می کنه! تصویر کشتی ها برعکس بود فقط :) تازه فهمیدبم که چون ستاره اینطوری *و متقارن است، سالهاست که گالیله و دوستان با این مشکل برخورد نکرده بوده! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۰۲ساعت ۱:۲۰ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

هزاران مایل دورتر از خانه..... اولین شغل!

صبا خانم امروز دومین روز کاری را با خوشحالی بسیار گذراند. حتی حاضر نبود برای ناهار بیاید خانه!

از ثبت قیمت روی کالاها، صدور رسید، حساب کردن باقیمانده ی پول و پس دادنش به طور خیلی محترمانه خیلی لذت برد!

اینم تصویری از یک روز کاری خوشگل و به یادماندنی...

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۰۵/۳۱ساعت ۵:۵۹ قبل از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

صبا و تابستان و هنر و طبیعت!

صبا در حال نواختن قطعه ی باخ

صبا در دامنه های دشت لار 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۰۳/۳۰ساعت ۱۹:۳۵ بعد از ظهر  توسط (بعدا) صبا و (فعلا) مامان!  | 

مطالب قدیمی‌تر